محمد حسن خان اعتماد السلطنه

پيشگفتار 5

مرآة البلدان ( فارسى )

سلطانى » بود كه كه اختصارا « ايران » خوانده مىشد و ديگرى روزنامهء « مريخ » كه روزنامه‌اى نظامى بود . وى مدرسه‌اى نيز براى تعليم علوم جديد و زبانهاى اروپايى داير كرد و ميرزا حسين خان سپهسالار قزوينى صدراعظم را به ديدن آن مدرسه و شاگردانش دعوت نمود و ميرزا حسين خان كه از آن مدرسه خوشش آمده بود آن مدرسه را به نام خود مكتب مشيريه نام نهاد « 5 » . اعتماد السلطنه در سفر نخستين شاه قاجار به اروپا هم جزو همراهان بود و در بازگشت از اين سفر كه ناصر الدين شاه هوس كرد به سبك اروپا « كابينه » يا « هيئت وزيران » داشته باشد ، عماد الدوله امامقلى ميرزا پدر زن خود را وزارت عدليه بخشيد . محمد حسن خان هم معاون وزير عدليه شد و سپس شغل مقدم السفرايى يافت و مترجمى شاه در هنگام باريابى سفيران اروپايى . محمد حسن خان روزبه‌روز در ترقى بود . ضمن مشاغل متعدد و روزافزون وى نيز بايد از رياست باغات سلطنتى و همچنين از « رياست عمل احتسابيهء شهر » يا به اصطلاح امروزى ، شهردارى تهران نام برد . در سال 1304 وى لقب اعتماد السلطنه يافت . اين لقب را پيش از اين پدرش حاجى على خان داشت . ازين تاريخ تا پايان عمر ، محمد حسن خان در دربار قاجارى در مناصب مذكور باقى بود و ناصر الدين شاه او را عزيز مىداشت و به شهادت اعتماد السلطنه ، در كتاب خاطرات ، سفرا و حضرا شاه او را گاه‌وبيگاه مىخواست و احيانا نيز بعضى مسائل محرمانه را با او در ميان مىنهاد و او را مأمور بردن پيغام و گرفتن ارتباط با سفراى اروپايى مىنمود و چنين برمىآيد كه شاه قاجار نسبت به امين السلطان صدراعظم خود اطمينان چندانى نداشته . از اين گذشته اعتماد السلطنه نزديك به بيست و پنج سال در حضور شاه روزنامه‌هاى فرانسه زبان را مىخواند و ترجمه مىكرد . مرگ وى در 18 شوال 1313 هجرى قمرى روى داد و برابر با سيزده نوروز . در آن هنگام ناصر الدين شاه سخت سرگرم تهيهء مقدمات جشن پنجاهمين سال خويش بود و آنچه در خزانه داشت درين راه خرج كرده بود . لذا وقتى خبر مرگ اعتماد السلطنه را شنيد و دانست كه او به

--> ( 5 ) - منتظم ناصرى در حوادث سال 1889 صفحات 325 و 326 ( چاپ سنگى ) .